loading...

رندان خاموش

للباقی اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... . ر.خ للحق

بازدید : 156
دوشنبه 13 مهر 1399 زمان : 1:06

للباقی

تعریف کتاب را جایی خوانده بودم و علاوه بر این نویسنده کتاب‌های "روی ماه خداوند را ببوس" و "استخوان خوک و دست‌های جذامی" مرا راضی کرد بخوانمش.

کتاب خوبی نبود! با نثر مصطفی مستور آشنا هستم که در کارهایش رگه‌های فلسفه به خوبی دیده میشود اما این کتابش داستان بی سر و ته و غیر قابل پذیرشی بود که به نظرم هیچ حرف خاصی نداشت!

عشق و قتل و وصل و ... مفاهیم تکراری هستند که اگر نویسنده‌‌‌ای می‌خواهد باز به آن‌ها ورود کند، واجب ست حرف و نگاه تازه‌‌‌ای داشته باشد؛ و این کتاب حرف و نگاه تازه نداشت. خط تعلیق خوبی هم نداشت اما سعی شده بود گره‌های داستان را تا آخر باز کند هرچند گره‌هایی که به معنا متصل میشد را به نظرم ابدا از پسش بر نیامده بود.

نکته آخر هم این که چه ربطی بین داستان و اشاره‌های تاریخی جنگ بود؟!! عجب!

بعدالتحریر: به کوری چشم آل سعود، برد پرسپولیس بر النصر عربستان حسابی چسبید.

للحق

نوع مطلب :
برچسب‌ها :
لینک‌های مرتبط :

ما را همه شب نمیبرد خواب
بازدید : 217
دوشنبه 13 مهر 1399 زمان : 1:06

للباقی

دیروز تا رسیدم محل کار، یکی از بچه‌ها با ذوق گفت بیا یک چیزی نشانت بدهم لذت ببری!

یک ظرف پلاستیکی ماستی بود که سرش هم بسته بود و چیزی درونش بالا و پایین می‌پرید! روی سر ظرف، یک شیاری زده شده بود که به سختی میشد داخلش را دید.

چشم سمت چپم را بستم و ظرف را جلوی چشم سمت راستم آوردم: پرنده‌‌‌ای کوچک بود که از آن شیار کوچک، چشم‌های بزرگ سیاهش خیلی زیبا می‌زد؛ پرنده بی امان، بی تابی می‌کرد و با نوک به ظرف می‌زد و برای نجات از این قفس تقلا می‌کرد.

تا خواستم بپرسم چرا این را گرفته اید یکی از بچه‌ها توضیح داد که شهپر یکی از بال‌های این "سسک" شکسته بوده و رسما دیگر نمی‌توانسته پرواز می‌کند و اگر نمی‌گرفتنش، سمور آن را می‌خورده.

بچه‌ها به من گفتند چه کنیم، رهایش کنیم یا نگهش داریم؟ این سوال برای من سوال آشنایی بود! سوالی که پیشتر درباره ش چیزهایی نوشته بودم؛ داستان سار و صاحب سار و قفس برایم زنده شد و این بار با سسک!!

خواستم بگویم اگر ما عاشق صادق هستیم و سسک را برای خودش می‌خواهیم باید آزادش کنیم! اما دیدم نتیجه این عشق صادق، تلف شدن سسک با این بال شکسته ش است؛ یکی از بچه‌ها گفت به نظرم آزادش کنیم و بگذاریم طبیعت چرخه خودش را طی کند؛ اما در این چرخه، این سسک مظلوم واقع شده بود و شاید میشد به کمکش آمد. با خودم فکر کردم آیا حیات برای سسک اولویت ست یا آزادی؟! وقتی او قفس را نمی‌خواهد آیا آزادی سسک را گرفتن مرگ تدریجی ش نبود؟! اساسا آیا انسان خلیفه الله اولویت ست یا موجودی که برای انسان خلیفه الله خلق شده است؟!

این‌ها به من جوابی می‌داد اما چشم‌های زیبا و نجیب آن پرنده چیز دیگری می‌گفت؛ اجتهاد سختی بود... .

للحق

نوع مطلب :
برچسب‌ها :
لینک‌های مرتبط :

عشق و چیزهای دیگر
بازدید : 136
دوشنبه 13 مهر 1399 زمان : 1:06

للباقی

شرمنده ام...

چه خوب که "شرم" هست تا مجالی برای نهیبی نجیبانه برای خود باشد ... .

شرمنده ام ...

چه خوب خدایی هست که پیشش شرمنده باشم.

للحق

نوع مطلب :
برچسب‌ها :
لینک‌های مرتبط :

از سار تا سسک
بازدید : 121
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 7:24

بازدید : 120
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 7:24

للباقی

قبل التحریر: من وقتی می‌نویسم، بهتر فکر می‌کنم؛ برای سوال های مهم م راهی ندارم جز نوشتن!

یکی از سوال‌های جدی من و هم نسلی‌هایم لابد این است که برای ازدواج چه آمادگی‌هایی لازم است؟ راحت تر بگویم آیا الان وقتش است؟!

به گمانم اصل این سوال برای نسل پدر و مادرهای ما به قبل، سوال جدی‌‌‌ای نبوده است؛ این سبک زندگی نامتعادل امروز ما ست که این سوال را جدی و پیچیده کرده است وگرنه آن زمان‌ها معادلات خیلی ساده تر بوده و مناسبات راحت تر.

حالا با همین وضعی که داریم به گمانم علاوه بر شرایط عمومی مورد نیاز ازدواج که همگانی ست و همگان هم می‌دانند باید:

- حوصله نقشه کشی و حوصله بنّایی را داشته باشی: خیلی‌ها گمان می‌کنند ازدواج، صرفاً خریدن یک خانه است که باید بگردی و خانه مورد پسندت را پیدا کنی؛ اما به گمانم ازدواج دست بالا خریدن یک زمین خالی است! و باید زن و شوهر حوصله طراحی خانه را داشته باشند؛ از ریز تا درشت خانه را با همفکری طراحی کنند؛ بعد از این باید خشت به خشت و آجر به آجر خانه را با توجه به طراحی که کرده اند بسازند؛ خب بدیهی ست که برای همه طراحی‌ها باید یک بخش سعی و خطا قرار دهی و در عمل طراحیت را بهینه سازی کنی! و تا در دل ساخت نروی که نمی‌توانی تلورانس‌های سعی و خطا را پیدا کنی! این خودش یک حوصله زیادی می‌خواهد. نمی‌دانم شاید خیلی‌ها دوست داشته باشند از طراحی‌های دیگران استفاده کنند و حتی به خانه های اجاره‌‌‌ای بروند! (بخوانیم چشم و هم چشمی) اما به گمانم هیچ راهی برای مقاومت این خانه در برابر زلزله نیست جز آن که طرفین، خانه خودشان را خودشان بسازند.

- آمادگی شهادت در عملیات انتحاری داشته باشی: به گمانم باید طرفین ازدواج، هر لحظه آماده شهادت باشند که در موقعیت خطر، با یک عملیات انتحاری پیش مرگ دیگری شوند؛ کسی که اگر بمبی کنارش بترکد زودتر از همسرش فرار می‌کند یعنی هنوز در خودش غرق است و بیم این هست دیگری را هم با خودش غرق کند!

- حوصله کارهای مزخرف را داشته باشی: یک بخش مهمی‌از رسومات ازدواج و فرآیندهای پیشینی و پسینی آن به غایت مزخرف است؛ باید مزخرفات را به جان بخری و بتوانی بخندی؛ حتی تلخ!

- توانایی رژه رفتن داشته باشی: بخش مهمی‌از دوره آموزشی سربازی، به تعلیم رژه است؛ کلی خاطرات شیرین دارد این بخش و البته کلی هم نکته؛ مهم ترین نکته رژه هماهنگی آن است؛ یعنی اگر تو قهرمان رزمی‌باشی و پایت تا فرق سرت هم بالا بیاید اما نتوانی با باقی هماهنگ شوی، کار را خراب می‌کنی؛ و عکسش اگر تو نتوانی پایت را بالا بیاوری و زانو بزنی باز هم کار را خراب می‌کنی؛ مهم هماهنگ بودن است. در ازدواج باید بتوانی خوب رژه بروی؛ هماهنگ هماهنگ. (پیشنهاد می شود در جلسه خاستگاری یک تمرین رژه برویم با فرمان: به رژه درجا قدم!!!! پــــیــــــــــش!!!)و البته متأسفانه باید بتوانی خوب هم رژه ببینی! رژه روی اعصاب: هماهنگ هماهنگ!!!

- بتوانی ساعت ت را بشکنی: همه کارهای ما در بستر زمان است؛ علایق ما مثل کتاب خواندن و نوشتن و دید و بازدید و ... همه در بستر زمان معنی پیدا می‌کند. برای ازدواج باید بتوانی ساعت ت را بشکنی و لااقل نیمی‌از وقت ت را کادو پیچ تقدیم کنی؛ خواه تلف شود خواه نشود!!

با وصفی که در بالا رفت هیچ دو آدم عاقلی نباید ازدواج کنند! جز آن که دیوانه باشند؛ و دست بر قضا این بهترین گزینه است؛ دو دیوانه، هماهنگ هماهنگ!!!

للحق

نوع مطلب :
برچسب‌ها :
لینک‌های مرتبط :

عنایت حضرت زهرا و حضرت مهدی علیهما السلام به زائران حسین علیه السلام
بازدید : 175
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 7:24

بازدید : 172
دوشنبه 4 خرداد 1399 زمان : 1:23

للباقی

اگر دنیای اطرافمان را محدود کنیم، به کهنگی و تکرار محکوم خواهیم شد. آدم‌های تکراری، فرهنگ‌های تکراری، باورهای تکراری، حرف‌ها و اندیشه‌ها و فلسفه‌های تکراری، برای ما حرکت آفرین نیستند.

تازگی را در زندگی، کسانی تجربه می‌کنند که از تکرارهای زندگیشان بتوانند بگذرند و یا دست کم بتوانند بدون تکرارهای زندگی شان، دوام بیاورند!!!

من امروز با این بچه‌های تازه، با این افرادی که شاید به ظاهر متفاوت باشیم احساس تازگی می‌کنم؛ این‌ها اگر چه با مشهورات من متفاوتند اما روح پاکشان، تازگی شان را بیشتر می‌کند.

یادم باشد زندگی همین چیزهاست؛ بیشتر نیست.

للحق

نوع مطلب :
برچسب‌ها :
لینک‌های مرتبط :

مشکلات عملیاتی بازار باز در بانک مرکزی/ محمد حسین ادیب
بازدید : 184
دوشنبه 4 خرداد 1399 زمان : 1:23

للباقی

انسان ابوالبشرِ به دنیا نازل شده، به دلیل ناقص بودنش دائما در معرض"خطا و لغزش" ست تا آن جا که سرآغاز داستان هبوط پدر ما، "خطا" و "لغزش" بود! آنانی که از خود توقع "انسان کامل" بودن را دارند یا معنای کامل بودن را درست نفهمیده اند یا معنای انسان بودن را. ما انسان‌ها دست بالا بتوانیم "کاملا انسان" باشیم با همه خطا و لغزش‌هایمان. با این نگاه خطا و لغزش آدمی‌توجیه نمی‌شود اما واقعیت پر نقص آدمی‌چرا.

"پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت"؛ خطایی بر قلم صانع و آفریننده عالم نیست و اگر خطایی در مخلوق ست ناشی از ضعف و نقصان خود اوست؛ اما همین صانع کریم، برای دفع نقص و رشد آدمی، "انسان‌های کاملی" را عرضه کرده ست که از عموم انسان‌ها دستگیری نمایند و آنان را به سرچشمه مقصود برسانند؛ آنان که با نقشه صانع همراه گشتند به وادی کاملا انسانی رسیده اند؛ در این وادی، کریم صانع از لغزش‌ها و خطاهای احتمالی می‌گذرد که "آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد".

درین واپسین لحظات ماه مهمانی صانع کریم، از او درک انسان کامل موجودِ حاضرِ غائب را می‌خواهیم و امیدوار به عفوش هستیم که ما انسانی ضعیف و پر نقص و پر از خطا و لغزش ایم.

"لطف خدا بیشتر از جرم ماست

نکته سربسته چه دانی خموش"

للحق

نوع مطلب :
برچسب‌ها :
لینک‌های مرتبط :

حرکت در خلاف تکرار
بازدید : 160
دوشنبه 4 خرداد 1399 زمان : 1:23

للباقی

هر فکر و عمل ما یک صورت ملکوتی دارد که اگر پرده‌ها کنار برود آن را می‌بینیم.

نمی‌دانم و دوست دارم بدانم صورت ملکوتی دوست داشتن‌هایم چگونه ست!

شب بیست و هشتم ماه مبارک؛ گلزار شهدای شیراز؛ کنار حبیب و رفقایش

للحق

نوع مطلب :
برچسب‌ها :
لینک‌های مرتبط :

لطف خدا بیشتر از جرم ماست
بازدید : 202
جمعه 1 خرداد 1399 زمان : 19:22

للباقی

این روزها کانّه وقف است برای آرمان‌ها؛ حتی برای روزهایی که بنا نداری کف میدان باشی اما باز چیزی به اسم آرمان سر و کله اش پیدا می‌شود و دنگ می‌آوردت وسط گود!

خواندن و نوشتن که لذت بخش ترین کارهای من است گاهی به نفع آرمان‌ها عقب می‌کشند. دائما این پرسش به وجود من ضمیمه شده است که آیا کارهایی که آرمان می‌دانمش، واقعا آرمان است؟ آیا من اخلاص لازم برای آرمان‌ها دارم؟ آیا این آرمان خواهی مرا رشد می‌دهد و به کمال می‌رساند؟

این پرسش‌ها تمام نمی‌شود اما عمیق تر می‌شود؛ و این عمیق شدن شاید همان آرمانی باشد که رشد دهنده باشد!

للحق

نوع مطلب :
برچسب‌ها :
لینک‌های مرتبط :

ال‌جی مشغول ساخت یک گوشی دارای نمایشگر چرخان است
برچسب ها

تعداد صفحات : 2

آمار سایت
  • کل مطالب : 22
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 117
  • بازدید کننده امروز : 118
  • باردید دیروز : 19
  • بازدید کننده دیروز : 20
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 368
  • بازدید ماه : 816
  • بازدید سال : 816
  • بازدید کلی : 13791
  • کدهای اختصاصی